اطلاعات علمی وهنری
در فاصله در گذشت Gioto جوتو نقاش معروف ایتالیایی و زاده شدن نابغه ای هنرمند یعنی میکل آنژ بوناروتی ، (میکل آنجلو دی لودوویکو بوناروتی سیمونی) یا به ایتالیایی میکله آنجلو در سال ۱۴۷۵ میلادی یعنی در اوج اوفول علمی و هنری کل اروپا در سالهای آخر قرون وسطی که داشت کم کم بوسیله هنرمندان و دانشمندانی مثل گالیله، کپلر، کپرنیک و داوینچی به اتمام می رسید و رنسانس اروپا در راه بود نقاشان بسیاری در ایتالیا برخاستند.
اما چنین می نماید که این نابغه بزرگ که در دوران زندگانی آوازه اش به عنوان شاعر با شهرتش به عنوان پیکرتراش و نقاش رقابت می نمود، مجموع ذوقها و قریحه های خود و دیگران ررا در خود جمع آورده بود و به بلندترین درجه در نقاشی و بخصوص مجسمه سازی رسید.

پدر میکله لودوویکو نیکمردی بود تنگدست ولی عاشق علم و هنر که در روستایی در نزدیکی فلورانس به سر می برد.
میکل آنژ را در خردی به دایه سپردند و این دایه، همسر مردی مرمرتراش بود و میکل آنژ می گفت عشق به هنر با شیر دایه اندرونش شده است. هنوز کودک بود که به پدرش گفت که می خواهد نقاشی و مجسمه سازی بیاموزد. پدر از شنیدن این سخن یکه خورد و به این کار رضا نداد اما هنگامی که وی سیزده ساله شد به وی اجازه داد تا در کارگاه گیرلاندیو شاگردی کند.

این پسر چنان جلب توجه این و آن را نمود که لورنزو دو مدیسی معروف به سلطان از خانواده دومدیسی که عاشق علم وهنر بودند او را به عنوان یکی از اعضای خانواده خود به کاخ خویش برد. میکل آنژ که ۱۷ سال بیشتر نداشت مجسمه ای از کوپید ( به پایین مطلب مراجعه فرمایید) در حالت خفته را ساخت و آنچنان آنرا ماهرانه ساخت که دغل بازی ان را به عنوان یک اثر هنری عتیقه باستانی به قیمتی گزاف فروخت.
در آغاز جوانی مجسمه بسیار مشهور و در عین حال بسیار زیبای پی یتا pieta را آفرید که عبارتست از مجسمه مریم که جسد بی روح عیسی را در برگرفته است و اندازه آن به اندازه طبیعی است. این مجسمه که هنوز هم شاهکار مجسمه سازی دنیا به شمار می رود و تحسین همگان را برانگیخته است چنان تاثیر حزن انگیزی بر انسان می گذارد که انگار مریم زنده است و غم و اندوه مرگ فرزند بر حالت صورت و بدنش و دستان آویزان مسیح که به شکل هنرمندانه ای فقط با یک قلم و چکش ساخته شده و ظرافتهای بیشمار رنج مریم را بخوبی نشان می دهد.( عکس مجسمه را در زیر ببنید).



هنوز میکل آنژ به سی سالگی نرسیده بود که او را به عنوان بزرگترین مجسمه ساز ایتالیا و اروپا می شناختند و در این زمان بود تازه از ساختن مجسمه قهرمانی حضرت داود فراغت یافته بود. استاد بزرگ آنرا یک پارچه از مرمر کارارا و آنهم سنگی که پیکرتراش دیگری آنرا خراب کرده بود ساخت. باز هم حیرت انگیز که تمامی عضلات و انحناهای بدن در اشل واقعی ساخته شده است.



در زمان او پاپ جولیوس دوم که مرد خودخواهی بود و می خواست از هنر برای خود نامی دست و پا کند و نام خود را جاودانه کند از وی خواست تا به واتیکان برود و در کاخهای آن مشغول به کار شود، ولی از آنجایی که جولیوس مردی فضول و دم دمی مزاجی بود هر روز طرحی تازه در ذهن خود می پروراند و رنجهای بیشماری به استاد وارد ساخت تا آنجایی که میکله واتیکان و رم را ترک و به فلورانس برگشت. ولی پاپ او را دوباره برگرداند و مامور تزئین سقف نمازخانه کلیسای سیستین کرد.



(نقاشیهای سقف کلیسای سیستین که بین سالهای ۱۵۰۸ تا ۱۵۱۲توسط میکل آنژ نقاشی شده است(عکس فوق) این نقاشیها مربوط به نه صحنه از وقایع انجیل عهد عقیق است. آفرینش آدم، حوا،وسوسه و سقوط آدم و حوا، و طوفان.)
استاد چهار سال بر خود رنجی عطیم وارد آورد و به نقاشی روی سقف و دیوارهای کلیسا پرداخت و تابلوهایی معروف به آفرینش آدم و حوا و توفان نوح را که مساحت تقریبی ۱۰۰۰ متر مربع را در بر می گرفتند را کشید. وی برای اینکه بتواند سطح داخلی سقف را نقاشی کند باید روی چوب بستی که یک متر پایینتر از سقف بود بحالت دراز کش بخوابد، تنش درد می گرفت، بازوهایش سست و انگشتانش بی حس و چنگ می شدند ولی او با پشتکاری مهار ناشدنی کار را پیش می برد.

این نقاشیهای سقف و دیوارهای کلیسای سیستین امروزه شاهکارهای نقاشی و عجایب این هنر ارزشمند به شمار می روند. تنها در سقف نمازخانه ۳۴۳ تصویر مختلف وجود دارد که یکی از یکی زیباتر و روحانی تر است. در یکی از این نقشها حضرت آدم نشان داده شده که دستش را به دست خدا می ساید و او با ردایی به اهتزاز درآمده حوای کنجکاو و بیمناک را در حمایت خود گرفته است. قسمت دیگر آدم و حوا را در بهشت عدن نشان می دهد در حالیکه ماری دم خود را به درخت پیچیده و می خواهد آنها را با خوراندن سیبی گمراه کند.
گذشته از اینها استاد بزرگ نقاشی روز رستاخیز را به خاطر پاپ پولوس سوم را در همان کلیسا کشیده است، که در آنجا هم هزاران تصویر دیده می شود.
در مجسمه سازی علاوه بر مجسمه های پی یتا و داود، استاد مجسمه های حضرت موسی و مجسمه های دوتن برده ای که در زنجیرند را برای مقبره پاپ جولیوس دوم تراشیده است.


و برخی معتقدند که بهترین مجسمه های وی مجسمه های او در کلیسای سن لورنزو در فلورانس است که عبارتند از مجسمه چهار تن که بر روی آرامگاه خاندان مدیسی بر پشت خوابیده اند.
وی در سن هشتاد و نه سالگی در گذشت و آثار زیبایی از مجسمه سازی و پیکر تراشی و حتی طرح بسیاری از چشمه ها و بناهای مهم و تزئین آنها را برای آینده گان بر جای گذاشت . در ساخت کلیسای سن پیر سهمی بسزا داشت و البته از او غزلهایی زیبا خطاب به ویتوریا کولونا (collona ) سروده و مطالب و مقالاتی در زمینه دینی و فلسفی نوشته است که او را ملقب به شروع کننده رنسانس و یا مرد جهانی کرد.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 22:23  توسط رستگار   | 

نقد وبررسی کتاب های هنر دوره ی راهنمایی تحصیلی

 

نقد و بررسي كتاب هنر سه پايه‌ي راهنمايي تحصيلي

 

در باره‌ي كتاب‌هاي درسي دوره‌ي راهنمايي، در همه‌ي دروس غير از درس هنر، همه ساله بررسي‌هايي به عمل مي‌آيد كه باعث پيشرفت بيشتر دانش‌آموزان در آن درس و در پايان به انتخاب رشته‌ي مورد نظرشان منجر مي‌شود. مثلاً در درس رياضي، از ابتدا همه‌ي مباحث رياضي به صورت مدون و برنامه‌ريزي شده و طي يك شيوه‌نامه‌ي خاص از اول راهنمايي تا سوم و در نهايت ادامه‌ي آن را در دروه‌ي دبيرستان مي‌بينيم، در حالي كه درس هنر كه يكي از دروس كاربردي و دروسي كه در ايجاد خلاقيت در دانش‌آموزان مي‌‌تواند مؤثر و سازنده باشد، در طي سه سال دوره‌ي راهنمايي به صورت پراكنده‌گويي و از هر دري سخني، كه بيشتر باعث سردرگمي دانش‌آموزان شده و نه تنها هيچ گونه ميل و رغبتي را در آنان ايجاد نمي‌كند، كه باعث شده هيچ كدام از دانش‌آموزان از اين درس به عنوان يكي از دروسي كه مي‌تواند باعث پيشرفت و عوض شدن مسير زندگي ايشان باشد نگاه نمي‌كنند. البته خود اين مسئله از طرف مسئولين مدرسه و خود دانش‌آموزان جدي گرفته نشده است. اين در حالي است كه اگر كتاب به صورت آكادميك نوشته مي‌شد فقط مي‌بايست از دبيران تخصصي اين درس جهت تدريس استفاده شود و هر معلمي نمي‌توانست آن را تدريس كند.

در اين صورت دانش‌آموزان درس را جدي گرفته و مي‌دانستند كه اگر كتاب مورد نظر را از اول راهنمايي تا سوم با علاقه پيگيري نمايند، لااقل مي‌توانند در پايان مقطع راهنمايي تحصيلي به صورت متوسط طراحي و يا خوشنويسي كنند.  بنابراين در دوره‌ي دبيرستان در رشته‌ي هنر ادامه‌ي تحصيل دهند.

اين كتاب شايد از مهم‌ترين عاملي باشد كه هنوز رشته‌ي هنر در خيلي از شهرستان‌ها و نواحي آموزش و پرورش داير نشده و مخاطبي ندارد؛‌ كه اميد است با شيوه‌ي نگارش اين كتاب‌ها به صورت آكادميك و علمي، گامي نو در اين جهت برداشته شود.

 

نكات قابل ذكر:

1 ـ در اولين مرحله‌، ساعت تدريس درس هنر در هفته بسيار كم است. (5/1 ساعت براي كلاس اول و 45 دقيقه براي پايه‌هاي دوم و سوم) اين در حالي است كه از درس ورزش خبر مي‌رسد، از 5/1 ساعت در هفته بايد بيشتر شود. لازم به توضيح است كه حتي اگر درس پرورشي را كه بي‌ارتباط با درس هنر نيست، به ساعت هنر اضافه نمايند، كار بيهوده‌اي انجام نشده است.

2 ـ بخش طراحي كتاب پايه‌ي اول با دروسي از قبيل پيدايش خط شروع شده و به ترتيب با طراحي كردن مكعب، سفال، حجم‌هاي هندسي، طبيعت، طراحي از سنگ، طراحي از طبيعت با استفاده از قلم‌ فلزي، طراحي از برگ و طرح‌هاي اسليمي، كلاژ و پس از آن تصويرسازي و افشانگري و چاپ تروفارد، آب رنگ و ساخت كاغذ ابروباد ادامه پيدا مي‌كند. اين در حالي است كه بعضي از اين مباحث نيازمند شرح دادن و تدريس مباحثي ديگر است. مانند طراحي از مكعب و حجم‌هاي هندسي كه بايد پرسپكتيو نيز در همان زمان تدريس شود، كه طبق برنامه‌ي كتاب به سال دوم راهنمايي موكول شده است! و افشانگري، تصويرسازي، چاپ تروفارد و كاغذ ابروباد كه لازمه‌ي تدريس آن رنگ‌شناسي است و آن را نيز در سال سوم مي‌خوانيم. هم‌چنين پايه‌ي دوم بخش طراحي كتاب با طراحي از ميوه شروع و در ادامه جعبه، چهارپايه و انواع حجم‌ها و پس از آن پرسپكتيو و اصول آن و تقويت ديد و منظره‌يابي و پس از آن آب رنگ، طراحي از حيوانات، نگارگري، فيگور و آناتومي و چهره را فرا مي‌گيريم و اين در حالي است كه بايد قبل از اين‌ها انواع كادربندي را كه در سال سوم مي‌بينيم فرا بگيريم. و پس از بافت و رنگ‌شناسي را كه همه در پايه‌ي سوم تدريس مي‌شوند. و اين مانند آن است كه قبل از اين كه جمع و تفريق و ضرب را به دانش‌آموز بياموزيم، تقسيم كردن را تدريس كنيم. در آن زمان چه واكنشي را از دانش‌آموزان انتظار داريم. جز بي‌اعتنايي به درس و جدي نگرفتن آن.

استفاده از قلم فلزي كه براي دانش‌آموزان مقدور نمي‌باشد، يك بخش از كتاب را به خود اختصاص داده است. البته استفاده از زندگي‌نامه‌ي هنرمندان و معرفي بعضي از  آثار ايشان قابل تقدير است كه بايد بيشتر از اين‌ها در كتاب به معرفي اين برزگان پرداخته شود و حتي در شيوه‌ي نوين طراحي كتاب همگام با هر درس نمونه‌اي از آثار هنرمندان ايراني و خارجي را كه مربوط به همان درس باشد، در كتاب ببينيم.

3 ـ پيشنهاد مي‌شود درس هنر در پايه‌‌هاي مختلف به شيوه‌ي زير تدريس شود:

الف: پايه‌ي اول راهنمايي:

1 ـ معرفي انواع خط در طراحي و تمرين آن‌ها و تمرين دادن دست به شيوه‌اي كه دانش‌آموزان قادر باشند در پايان آن درس، با استفاده از انواع خط تمامي اشياء و لوازم اطراف خود را كه با آن‌ها در تماس هستند، به صورت ساده و فقط خطي (طراحي محيطي) طراحي كنند.

2 ـ معرفي انواع مداد و كاربرد آن‌ها در طراحي و تمرين كردن با آن‌ها.

3 ـ طراحي كردن از سفال و جنسيت‌سازي و تدريس سايه روشن زدن با مداد، به طوري كه دانش‌آموزان بتوانند حداقل يك مدل زنده را طراحي كرده و سايه روشن بزنند و جنسيت آن را تقريباً نمايان سازند.

4 ـ طراحي از مكعب و ساخت انواع حجم به صورت كاردستي و طراحي و معرفي و تدريس كامل انواع پرسپكتيو به طوري كه دانش‌آموز بتواند حجمي را كه خود ساخته در حالت‌هاي مختلف پرسپكتيو طراحي كند.

ب: پايه‌ي دوم راهنمايي:

1 -‌طراحي از انواع ميوه (در بخش اول كتاب يك با استفاده از انواع خط طراحي كردن از ميوه را تمرين كرده‌ايم) و اينك بايد به صورت كامل با تعيين نوع جنسيت از ميوه طراحي شود.

2 ـ معرفي تركيب‌بندي، كادر و نقاط طلايي و استفاده‌ي آن‌ در طراحي‌هاي مختلفي كه تا اين زمان تدريس شده است.

3 ـ طراحي كردن از انواع حالت‌هاي پارچه با استفاده از سايه روشن زدن.

4 ـ تدريس بافت و ساخت انواع بافت به صورت كاردستي و نيز طراحي از آن‌ها و تدريس كاربرد آن در طراحي.

ج: پايه‌ي سوم راهنمايي:

1 ـ رنگ‌شناسي و تدريس حالت‌هاي مختلف رواني رنگ‌ها و كاربرد آن در طراحي‌هاي مختلف.

2 ـ طراحي از طبيعت با استفاده از رنگ و بافت.

3 ـ تدريس فيگور و آناتومي و در پايان طراحي كردن از چهره به صورت رنگي جهت نشان دادن حالت‌هاي چهره و ميز سايه روشن زدن جهت شبيه‌سازي كردن.

شايد بتوان دانش‌آموزان را از ابتدا به صورت علمي جهت رفتن به مراحل بالاتر و انتخاب اين درس به عنوان رشته‌ي تحصيلي خود در دبيرستان و حتي دانشگاه و يا به عنوان شغلي مناسب سوق داد.

 

ـ بخش خوشنويسي:

در مورد بخش خوشنويسي كتاب‌ها، چون تخصصي ندارم، نمي‌توانم نظر خود را عنوان كنم، ولي در حدّ تجربه‌ي شخصي، شايسته است كه دانش‌آموزان بيشتر به خط تحريري روي آورند و حتي در پايه‌ي سوم مي‌توان از خط شكسته‌ي نستعليق به صورت تحريري استفاده كرد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 21:39  توسط رستگار   | 

ایشتار

دروازه ایشتار در موزه پرگامون برلین.

ایشتار از الهه‌های آشوری بود.

ایشتار همتای اینانای سومری‌ها و مرتبط با الهه سامیان شمال غربی یعنی الهه آستارته است. آنونیت، آستارته و آتارسامَین نام‌های دیگری برای ایشتار هستند.

در اسطوره‌ها او را ایزدبانوی نشاط عشق می‌دانند.

در حماسه گیلگامش

انو پدر و انتو مادر آسمانی وی هستند، ایشتار پس از پیروزی گیلگمش و انکیدو، به سراغ گیلگامش رفته از او می‌خواهد جفت او باشد و نطفه خود را به وی ببخشد.

ایشتار بارهاو بارها با نشاط عشق بزرگان را به خواری کشیده بود.

از همین رو گیلگمش درخواست وی را رد کرده، ننگ‌های ایشتار را به او یاد آور می‌شود، ایشتار برآشفته به نزد پدر رفته و به تهدید نرگاو آسمانی را از پدر خود گرفته و به نبرد با گیلگامش می‌فرستد.

گیلگامش در این نبرد نرگاو آسمانی را از پای در می‌آورد و ران نر گاو را به سوی ایشتار می‌افکند.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 20:56  توسط رستگار   | 


سقف‌ كليساي‌ سيس‌تين‌

 

سقف‌ کلیسای‌ سیس‌تین‌



سقف‌ كليساي‌ سيس‌تين‌ در رم‌ توسط‌ ميكل‌آنژ ميان‌ سال‌هاي‌ 1508 تا 1512 نقاشي‌ شده‌ است‌. اين‌ نقاشي‌ از بخش‌هاي‌ گوناگوني‌ تشكيل‌ شده‌ كه‌ شامل‌ 9 تصوير از كتاب‌ پيدايش‌ (كه‌ نخستين‌ بخش‌ انجيل‌ عهد عتيق‌ است‌)، هفت‌ تصوير از پيامبراني‌ كه‌ نامشان‌ در كتاب‌ پيدايش‌ ذكر شده‌، پنج‌ تصوير از پيامبران‌ مونث‌ (در يونان‌ و روم‌ باستان‌ اعتقاداتي‌ وجود داشت‌ مبني‌ بر وجود پيامبران‌ مونث‌ كه‌ در عهد عتيق‌ مي‌زيسته‌اند) است‌.
    شهرت‌ اين‌ سقف‌ بيشتر بخاطر نقاشي‌ «آفرينش‌ آدم‌» است‌. نكته‌ قابل‌ توجه‌ در اين‌ اؤر وجود تعداد زيادي‌ تصاوير پگاني‌ (كليسا پيروان‌ مهرپرستي‌ يعني‌ بزرگترين‌ دشمن‌ خود را ق‌ضعضچ يا مشرك‌ ناميد) است‌. مانند پيامبران‌ مونث‌ كه‌ بر خلاف‌ اعتقادات‌ مذهبي‌ در مسيحيت‌ است‌. تصاوير هفت‌ پيامبر و پنج‌ پيامبر مونث‌ در بخشي‌ از سقف‌ تصوير شده‌اند كه‌ هنگام‌ ساخت‌ بناي‌ كليسا به‌ يادبود حواريون‌ حضرت‌ مسيح‌ طراحي‌ شده‌اند.
    9 تصوير از كتاب‌ پيدايش‌
    پنج‌ عدد از اين‌ تصاوير داستان‌هاي‌ آفرينش‌ هستند. 1 آفرينش‌ ماه‌ و خورشيد
    2 آفرينش‌ زن‌
    3 آفرينش‌ آدم‌
    4 آفرينش‌ زمين‌ و آب‌
    5 آفرينش‌ نور و تاريكي‌ و چهار تصوير ديگر عبارتند از آدم‌ و حوا، نوح‌، سيل‌ و نوح‌
    آخرين‌ تصويري‌ كه‌ ميكل‌آنژ بر سقف‌ كشيده‌ است‌ آفرينش‌ نور و تاريكي‌ است‌ كه‌ گفته‌ مي‌ شود طي‌ يك‌ روز انجام‌ گرفته‌ است‌.
    هفت‌ پيامبر
    هفت‌ پيامبري‌ كه‌ تصويرشان‌ بر روي‌ سقف‌ ديده‌ مي‌شود عبارتند از: حزقيال‌ (پيامبر يهود در قرن‌ ششم‌ پيش‌ از ميلاد، اشعيا، ارمياني‌ نبي‌ (سده‌ هاي‌ 6 و 7 پيش‌ از ميلاد)، يوئيل‌، يونس‌ و زكرياي‌ نبي‌.
    در چهار مثلثي‌ كه‌ در چهار گوشه‌ سقف‌ قرار دارد تصاويري‌ در خصوص‌ يهوديان‌ و اسراييل‌ ديده‌ مي‌شود. همچنين‌ كشتن‌ پهلوان‌ غول‌آساي‌ فلسطيني‌ جالوت‌ توسط‌ حضرت‌ داوود، بريدن‌ سر هلو فرنس‌، توسط‌ زن‌ يهودي‌ با نام‌ جوديث‌، مجازات‌ هامان‌ به‌ دليل‌ دسيسه‌اش‌ عليه‌ يهوديان‌ و موسي‌ و افعي‌.
    سقف‌ كليساي‌ سيس‌تين‌ بر روي‌ پارچه‌
    يك‌ بانوي‌ 41 ساله‌ اهل‌ ايالت‌ تگزاس‌ امريكا موفق‌ شد پس‌ از 10 سال‌ تلاش‌ نقاشي‌ ميكل‌آنژ در سقف‌ كليساي‌ سيس‌تين‌ را بر روي‌ پارچه‌ توسط‌ نوعي‌ سوزن‌ دوزي‌ خاص‌ به‌ تصوير بكشد.
    ابعاد اين‌ كار 80 در 40 اينچ‌ است‌. خانم‌ رابرتز گفت‌ براي‌ طراحي‌ اين‌ اثر 700 ساعت‌ و براي‌ درست‌ كردن‌ آن‌ 2 هزار و 872 ساعت‌ وقت‌ صرف‌ كرده‌ است‌. اين‌ اؤر كه‌ از 628 هزار و 296 كوك‌ (بخيه‌ ضربدري‌) و يك‌ هزار و 809 رنگ‌ متفاوت‌ تشكيل‌ شده‌ است‌ در هفدهمين‌ نمايشگاه‌ هنرهاي‌ دستي‌ كه‌ در شهر تگزاس‌ برگزار شده‌ به‌ نمايش‌ در آمد.
    
    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 21:23  توسط رستگار   | 

 

  پاپ آرت به همراه کوبیسم دو پدیده و دستاورد مهم هنر قرن بیستم هستند و هر دو حاصل اعتراضی به سبک های متداول دوران و اجتماع خود هستند. کوبیست ها بر این بودند که هنرمندان سبک پست امپرسیونیست بسیار پایبند و محدود کار می کنند. از طرفی دیگر پاپ آرت و در حقیقت پایه گذاران این سبک هنری , هنرمندان سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی را بیش از حد جدی و تند در نظر داشتند. هنرمندان پاپ آرت ,هنر شان را به واقعیت های اساسی و محسوس زندگی روزانه و فرهنگ عادی مردم از جمله رادیو, تلویزیون و کتاب ها و نشریات کمیک استریپ نزدیک دانسته ,بیشتر بر لذت بصری و زیبایی و مردم پسند بودن اثر هنری توجه داشتند.
Pop Art work
پاپ آرت در اواسط دهه 50 در انگلیس ظهور یافت, اما در دهه 60 و در نیویورک به اوج خود رسید و همزمان با سبک هنری مینیمالیسم شهرت و محبوبیت جهانی یافت.
Pop Art work
در هنر پاپ آرت روایت ها وموضوعات جدی , حماسی یا فلسفی جای خود را به ماجرا ها و رخداد های زندگی عادی مردم و دنیای تولید انبوه داده است و رسانه ها , اخبار, افراد مشهور و تیپ های مشهور تبلیغاتی غالبا مورد توجه هنرمندان پاپ آرت بوده اند.
Pop Art work

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 21:34  توسط رستگار   | 

مینیاتوردر لغت به معنی کوچکتر نشان دادن است. این کلمه در اصل یک لغت خارجی است و  نیمه ی اول قرن حاضر در زبان فارسی امروز مصطلح گردید که در معنای واقعی، به مینیاتورهای ایرانی یا کشورهای دیگر منحصر نمی شود؛ بلکه هر شیئ هنری ظریف و ریز که به هر سبک و شیوه ای ساخته شده باشد، مینیاتور نامیده می شود.

در حال حاضر در ایران به نقاشی های ایرانی، چه قدیم وچه جدید، که از سبک و روش اروپایی پیروی نکرده و دارای خصوصیات نقاشی سنتی باشد، مینیاتور گفته می شود و این موضوع به صورت یک غلط مصطلح پذیرفته شده است.

در نقاشی های مینیاتور، تصاویر، شباهتی با عالم واقعی ندارند. حجم و سایه روشن هم به کار نمی رود و قوانین مناظر و مرایا رعایت نمی شود. مناظر نزدیک، در قسمت پایین نقاشی و مناظر دور در قسمت بالای آن به تصویر در آمده است. تمام چهره ها به صورت "سه ربع" دیده می شوند و حدود آن را از بناگوش تا حدقه ی چشم مقابل است. البته گاهی هم چهره ها به صورت نیم رخ و به ندرت از پشت سر، تصویر شده است. هنرمند به کشیدن پیکرهای انسانی تاکید چندانی ندارد، بلکه علاقه ی او بیش از هر چیز به کشیدن لباس های فاخر بر تن شخصیت های تصویری خود است و گاهی برای نشان دادن شکل خاص پوشاک، دست و پا را می پوشاند، حتی گاه قامت را بلند تر نشان می دهد تا بهره گیری از امتیاز قبای بلند، مُیسر شود.

با بررسی نقاشی های بدست آمده از ادوار مختلف، می بینیم که در ابتدا، تفاوت زیادی بین جامه ی مرد و زن دیده نمی شود. تا این که در زمان شاه عباس صفوی قباهای بلند و گشاد، جای خود را به نیم تنه های کوتاه چین دار می دهد. این قباها که بلندی آنها تا بالای زانو می رسید، غالباً با پوست، لبه دوزی می شد و روی آن کمربند می بستند. در این ایام، شالی به لباس زنها اضافه شد که روی شانه می انداختند و گوشه ی آن را مانند روسری روی سر می کشیدند.

در مینیاتور چهره ی افراد بیشتر در سنین جوانی ترسیم شده است که این چهره ها به آدمکهای بدون جنسیت شباهت دارند. اما در چهره های پیر این گونه بی جنسیتی وجود ندارد. در اغلب تصاویر آفتاب بهاری می درخشد. درختان میوه، غالباً مملو شکوفه و برگ است؛ اما گاهی هم با درختانی عاری از برگ روبرو می شویم. اسبها نیز غالباً از پهلو دیده می شوند و به ندرت می توان اسبی را از روبرو و یا پشت مشاهده کرد.

روشهای مختلف طراحی مینیاتور:

شیوه های نقاشی در ایران بسیار متنوع است. هر یک از استادان معروف ، تغییراتی در روش و شیوه هایی که قبل از خود متداول بوده، وارد نموده اند. این روشها را در طراحی می توان بطور کلی به سه دسته تقسیم کرد :

1-  طراحی رنگی : در این طرحها ، در بعضی از قسمتها رنگ بکار رفته است. در این شیوه، از رنگ طلائی حتماً استفاده شده است. زمینه ی طرح به حال خود باقی می ماند قسمتهای مختصری که رنگی است، از رنگهای جسمی و روحی همراه با هم استفاده شده. ولی اکثر کار با خطوط قلم مو طراحی شده است. طرحهای رنگی بیشتر در دوره ی صفوی، در آثار رضا عباسی متداول گردید.

2-  طراحی بدون رنگ: اینگونه طرحها بطوری که از نام آن مشخص است فقط با قلم مو و رنگ سیاه روی زمینه های روشن کار می شود. این روش در تمام دوران مینیاتور ایران وجود داشته است. گاهی هم به جای رنگ مشکی از رنگهای تیره مثل رنگ قهوه ای، قرمز و آبی استفاده شده است.

3- طراحی سفید قلم: طرحهایی که با قلم مو و رنگ سفید، روی کاغذ یا صفحه ی تیره رنگ کار شده باشد، طراحی سفید قلم نامیده می شود. در ابتدا این روش، بیشتر برای تزئین و طراحی روی جلد های روغنی که اکثراً سطح آنها مشکی بود، استفاده می شد. علاوه بر رنگ سفید، گاهی هم مختصر رنگ طلائی و یا رنگهای روشن دیگر، در اینگونه طراحی ها استفاده می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 9:53  توسط رستگار   | 

اپ آرت (Op Art)

مخفف optical art (هنر دیدگانی) و از نظر  لفظی شبیه پاپ ارت نوعی هنر انتزاعی است که به کار گیری برخی پدیده های خاص دیدگانی جلوه ای از از ارتعاش لرزش یا تحرک بصری را در تا بلو ایجاد میکند.

بسیاری از تمهیداتی که پیروان اپ آرت به خدمت گرفتند ،تداوم همان تصاویرخطای باصره ی معروفی هستند که د ر کتابهای متداول روانشناسی  ادراکی یافت می شود ، با این تفاوت که در این سبک سطوح و لبه ها ی شکل ها با حداکثر دقت هندسی ترسیم میشود تا دقیق

پیشروان برجسته ی اپ آرت  ویکتـــــور وازارلـــــی و بریـــــژیت رایلـــــی بودند.

ا" وانش بصری مورد نظر را در شبکیه ی چشم بیننده ایجاد کند.

 

 

این اصطلاح  به هنگام بر پایی نمایشگاه {{چشــــم واکنش گرا}}

The Responsive  Eye در موزه ی هنرهای معاصر نیویورک در سا 1965 فراگیر و رایج شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 22:27  توسط رستگار   | 

   

 سلام به همه دوستان گلم :  

خیلی خوشحالم که امسال تو یکی از بهترین روزهای خدا سالروز تولدم شده....

از همه خوانندگان عزیز التماس دعا دارم.

یازدهم شهریور یکهزاروسیصدوهشتادونه هجری خورشیدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 22:20  توسط رستگار   | 

           انتزاع

  انتزاع یا تجرید، در اصطلاح فلسفه و روانشناسی به یک عمل خاص ذهنی گفته می شود.

این عمل ذهنی از این قرار است که:
ذهن پس از آنکه چند چیز مشابه را درک کرد، آنها را با یکدیگر مقایسه می کند. اوصافی را که مخصوص به هر یک از آن هاست، کنارگذاشته و وجه تشابه و صفت مشترک میان همه آنها را بر می گزیند. سپس از آن صفت مشترک، یک مفهوم
کلی می سازد که درباره همه آن افراد صادق است. در این هنگام گفته می شود که این مفهوم، از این چیز ها انتزاع شده و مفهومی انتزاعی است.

برای مثال، چند نفر از دوستانمان را می بینیم. وجوه تمایز، یعنی آن اوصافی راکه هر یک را از دیگران متفاوت می سازد، کنار گذاشته و وجه مشترک میان همه آن ها را که انسانیت است، بر می گزینیم.
اکنون، انسانیت مفهومی کلی است که بر همه آنها صدق می کند. بنابراین می گوییم: مفهوم انسانیت از آنها انتزاع شده است. در حالی که اوصاف مخصوص به هر کدام از آن ها با یکدیگر متفاوت است. قد و وزن شخص خاصی را نمی توان بر همه صادق دانست؛ چرا که شخص دیگر، قد و وزن این شخص را ندارد.

به همین ترتیب و بنابر آنچه گفته شد، در می یابیم که انتزاعی (یعنی انتزاع شده) همین مفهوم کلی است که از مصادیق خارجی انتزاع شده است؛ مثلا مفاهیم انسانیت یا حیوان، مفاهیمی انتزاعی هستند. مفاهیم انتزاعی در خارج وجود ندارند، یعنی نمی توان انسانیت را در خارج نشان داد، بلکه ذهن این مفاهیم را در ضمن موجودات به طریقی که گفته شد، در می یابد.

به طور خلاصه، انتزاع، یک فعالیت و عمل ذهنی است که عقل توسط آن، مفهومی را از عالم خارج در می یابد و خود این مفهوم، انتزاعی نامیده می شود.

 


منابع


  • شرح مصطلحات فلسفی، صفحه 29

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مرداد 1389ساعت 15:47  توسط رستگار   | 

          خوش‌نویسی    
 
خوش‌نویسی به معنی زیبانویسی یا نوشتن همراه با خلق زیبایی است. گاهی درک خوش‌نویسی به عنوان یک هنر مشکل است. به نظر می‌رسد برای درک و لذت‌بردن از تجربه‌ی بصری خوش‌نویسی باید بدانیم خوش‌نویس افزون بر نگارش یک متن، سعی داشته اثری هنری با ارزش‌های زیبایی‌شناختی خلق کند. از این رو خوش‌نویسی با نگارش ساده‌ی مطالب و حتا طراحی حروف و صفحه‌آرایی متفاوت است. هم‌چنین از آن‌جایی‌که این هنر جنبه‌هایی از سنت را در دل خود دارد باید آن را تا حدی از تایپوگرافی که مبتنی بر ارزش‌های گرافیکی مدرن و کارهای چاپی است متمایز کرد.


خوش‌نویسی تقریباً در تمام فرهنگ‌ها به چشم می‌خورد اما در مشرق‌زمین و به‌ویژه در سرزمین‌های اسلامی و ایران در قله‌ی هنرهای بصری واقع است. خوش‌نویسی اسلامی و بیش از آن خوش‌نویسی ایرانی تعادلی است حیرت‌انگیز میان تمامی اجزا و عناصر تشکیل‌دهنده‌ی آن. تعادل میان مفید و موردمصرف‌بودن از یک سو و پویایی و امکان تغییر شکل آن از سوی دیگر؛ تعادل میان قالب و محتوا که با آراستگی و ملایمت تام و تمام می‌تواند شکل مناسب را برای معانی مختلف فراهم آورد.
 

خوش‌نویسیاگر در نظر داشته باشیم که خوش‌نویسی اسلامی و ایرانی براساس قالب‌ها و قواعد و نظام‌های بسیار مشخصی شکل می‌گیرد و هر یک از حروف قلم‌های مختلف از نظام شکلی خاص، و تا حدود زیادی غیرقابل تغییر، برخوردارند. آنگاه درمی‌یابیم که ایجاد قلم‌های تازه و یا شیوه‌های شخصی خوش‌نویسان بر مبنای چه ابداع و رعایت حیرت‌انگیزی پدیدار می‌شود. در خوش‌نویسی اندازه‌ی هر حرف و نسبت آن با سایر حروف با دقت بسیار بالایی معین شده‌است و هر حرف به صورت یک «مدول» ثابت درمی‌آید که تخطی از آن به‌منزله‌ی نادیده‌گرفتن توافقی چندصدساله است که همیشه میان خوش‌نویس و مخاطب برقرار بوده و با رضایت طرفین حاصل می‌آمده است. حتی ترتیب شکل کلمات نیز براساس مبانی مشخصی تعیین می‌شده که در «رسم‌الخط»‌ها و «آداب‌المشق»‌ها از جانب اساتید بزرگ تنظیم و ارائه شده است. قرارگیری کلمات نیز -یعنی «کرسی»- هر سطر هر چند نه به‌صورت کاملاً پیش‌بینی و تکلیف‌شده - که ناممکن بوده‌است - اما به‌شکل «سلیقه‌ی مطلوب» زمینه‌ی زیبایی‌شناختی پیشنهادی خاص خود را دارا بوده است.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مرداد 1389ساعت 10:4  توسط رستگار   |